ذبيح الله صفا
661
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
سمرقندى و ديگر نويسندگان احوال او مستفاد مىشود « آبا و اجداد وى قضات و اهل علم بودهاند و مدّتها قضاء ولايت جام بايشان تعلّق داشته و چون او مردى ظريف و خوشطبع بوده منصب موروثى را از دست گذاشته دايم الاوقات با شعرا و ظرفا مخالطت نمود » 6 اين مطلب ، كه از خلاصة الاشعار نقل شده ، از اشعار خود پوربها نيز مستفاد مىگردد بدين معنى كه او در قصيدهيى كه در مدح خواجه نصير الدين طوسى سروده است بدين مطلع : زهى مسندت حكم را مستقرّ * رَهِ شرع را علم تو راهبر از اينكه خواجه يكى از قضات را بنام « قاضى عماد » براى تعهد قضاء جام معلوم كرده بود گله و آن قاضى را هجو نمود و يكى از بستگان خود را بنام « صاحب الدين » تعيين كرد تا عهدهدار اين مقام شود و در همان قصيده اعتراف نموده است كه مرد آن نيست تا كار قضا را